السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّة
السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ
السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ
السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَغْصُوبَةُ الْمَظْلُومَةُ
السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ
وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه
جهت دوم : تربيت ولائي
پس از توحيد، محوريترين و اصيلترين باور، باور شريعت و نگهبانان واقعي آن و شناخت انبياء كرام و اولياء بزرگ الهي است. اينكه چه كسي سكّان كشتي هدايت را بعهده ميگيرد و چه كسي بايد اين سفر را به سر منزل مقصود برساند، مسلّم پس از رسول خدا سكاندار كشتي هدايت، امير المؤمنين عليهالسلام است و بسيار مهم است كه فرزند انسان متوجه اين ركنِ ركينِ دين باشد كه صاحب اختيار و ولي امر او كيست.
رسول مكرم اسلام ص خطاب به تعدادي از اصحاب خويش فرمودند:
«يَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ بُورُوا أَوْلَادَكُمْ بِحُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع» (6)
اي گروه انصار! فرزندان خود را با محبت و دوستي علي بن ابيطالب پرورش دهيد.
برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید...
روش سوم: توصيه فرزندان به عبادت و بندگي است كه فصل بسيار مهم و سرنوشتسازي است . شايد اينگونه بوده باشد كه پيش از توصيه و امر به عبادت فرزندان گراميشان را با اصل عبادت در عمل خود آشنا ميفرمودند تا حبّ عبادت و بندگي در جان آن قرار گيرد و پس از آن، ايشان را امر به عبادت مي فرمودند .
براي ديدن متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد
روش دوم: حضرت براي ايجاد روح بندگي و تقويت آن و تربيت عبادي عزيزانش از جاذبه شعري هم استفاده فرمودهاند كه از جلوههاي زيباي تربيتي ايشان است. حضرت در حيني كه با بچهها بازي ميكردند در قالب شعر آنها را تربيت ميفرمودند مثلا در بازي با امام حسن عليهالسّلام ميفرمودند:
أَشْبِهْ أَبَاكَ يَا حَسَنُ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ
وَ اعْبُدْ إِلَها ً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَن
حسن جان مانـنـد پـدرت بـاش و ريـسـمـان را از حـق بـردار
خداي صاحب احسان را عبادت كن و با افراد كينه تـوز دوستي مكن
برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
الأدبُ صورةُ العقل
ادب (هر كس)، صورتي (و نمودي) از عقل اوست.
غررالحكم - حديث : ۳۹۸